تبليغاتX
نشریه الکترونیکی آریا ویج
نژاد شناسي آريايي ها و ايل بختياري

ولنتاين، وارث جشن اسفندگان
در برخي نواحي مركزي، همچون اقليد و محلات مراسمي باستاني با نام «اسفندي» برگزار مي‌شود كه تداوم جشن اسفندگان است.
ماه اسفند و به ويژه روز پنجم آن كه در همه تقويم‌هاي ايراني «اسفندروز» ناميده مي‌شود؛ از روزگاران كهن، ماه و روز گراميداشت زمين بارور و بانوان در فرهنگ ايراني دانسته مي‌شد.
واژه فارسي اسفند يا سپندارمذ، از واژه پهلوي «سپندارمد» و اوستايي «سپَـنتَـه‌آرمَـئيتي»، گرفته شده است. اصل اين نام همانا «آرمئيتي» است كه واژه سپنته/سپند براي احترام و گراميداشت بيشتر، به آن افزوده شده است. معمولاً سپنته‌آرمئيتي را به معناي «فروتني و آرامي پاك و مقدس» مي‌دانند، اما برخي از پژوهشگران اين معنا را نمي‌پذيرند.

ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امير عالي پور بيرگاني | 
هنگامی که «کمبوجیه» پسرکورش کبیر مصر را در سال ۵۲۵پیش از میلاد مسیح فتح کرد، این سرزمین کهنسال سه هزاره فرهنگ و مدنیت را پشت سرگذاشته بود

در کاخ‌های تخت جمشید و شوش نشانه هنر حجاران مصری را به آسانی ردیابی می‌توان کرد زمانی که سربازان «کمبوجیه دوم» پادشاه هخامنشی و پسر کوروش کبیر، مصر را در سال ۵۲۵پیش از میلاد فتح کردند، این سرزمین کهنسال سه هزاره فرهنگ و مدنیت را پشت سرگذاشته و دوران پادشاهیهای قدیم ـ میانه و جدید را تجربه کرده بود. می دانیم که تاریخ مصر باستان برحسب سنتی کهن به سلسله‌های پادشاهان تقسیم بندی شده است که با تأسیس پادشاهی «تین» ـ Thinite Kingdom از سلسله اول در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد (۳۳۰۰ تا ۲۸۹۵پ.م) با وحدت سرزمینهای کرانه نیل از سرچشمه‌های آن در «نوبی» ـNobia تا دلتای آن در حوالی اسکندریه، آغاز می‌گردد و برسی سلسله شاهی شامل می‌شود. قبل از پادشاهی «تین» یعنی دوره کهن پیش از سلسله‌ها (پیش از تاریخ) سرزمین مصر به دو بخش شمالی با پایتختی «بوتو» BUTTO و جنوبی با مرکزیت «ال کاب» ـEl Kab تشکیل می شد و سلاطین هر دو قلمرو خود را خدمتگزار رب النوع واحدی به نام «هوروس» ـ Horus می نامیدند. نهایتاً با تسلط جنوب (مصرعلیا) برشمال (مصر سفلی) در ۳۲۰۰ پ. م اتحاد دو قلمرو هم از نظر سیاسی و هم

 ادامه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امير عالي پور بيرگاني | 
دوران پادشاهي پارت‌ها يا اشكانيان (247 پيش از ميلاد ـ 224 پس از ميلاد) دوره‌اي است كه در مجموعه‌ي تاريخ ايران باستان مورد غفلت و فراموشي واقع شده است؛ به ويژه به سبب آن كه ساسانيان خصومت و كينه‌اي عميق با اين دودمان داشتند و بسيار كوشيده بودند كه نام و ياد آن را به خاموشي فرو برند. اما با اين حال، بازمانده‌هاي فرهنگي و هنري اين دوران با وجود چنان دشمانگي‌هايي، هنوز پايدار و استوار مانده و نمونه‌هاي آن در لابه‌لاي گزارش‌هاي بيگانگان، ادبيات فارسي و آثار باستاني، مشاهده‌پذير و دريافتني‌ست. 
ادامه...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امير عالي پور بيرگاني | 
 لباس زنان بختیاری همان گونه که در بخش های پیشین گفته بودیم با لباس های بسیاری از زنان ایرانی شباهت های زیادی دارد ؛ برای مثال این لباس چیزی شبیه  لباس زنان ایل هایی که در استان کنونی فارس ( پارس ) زندگی می کنند است . که ما بختیاری ها به آن مردمان شیرازی می گوییم که در زبان و گویش با  بختیاری ها مشترک هستند.... ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امير عالي پور بيرگاني | 
<<<<آريو برزن و مردانش 90 سال پس از ايستادگي لئونيداس در برابر ارتش خشايارشا در ترموپيل، كه آن هم در ماه اوت روي داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسكندر آغاز كرده بودند. اما ميان مقاومت لئونيداس و آخرين ايستادگي «آريو برزن» در اين است؛ كه يونانيان در ترموپيل، در محل برزمين افتادن لئونيداس، يك پارك و بناي ياد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرين سخنانش را بر سنگ حك كرده اند تا از او سپاسگزاري شده باشد،. اما  سردار جاودان ما آریو برزن<<<<  برای ادامه کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امير عالي پور بيرگاني | 
شاهنامه میراث بزرگ و شکوهمند ما ایرانیان است . شاهنامه ای که زبان پارسی را زنده کرد . شاهنامه ای که فرهنگمان را برگرداند . شاهنامه ای که سازمان ملل آن را مظهر فرهنگ جهان می داند . شاهنامه ای که اشعارش سازمان ملل را الهام می دهد.

شاهنامه در گذشته در میان بختیاری ها بوده و هست. آنان  پس از گریز از پارسوماش به کوه های بختیاری کمتر توان یادگیری و یاد دهی سواد را در بین خود داشتند . مقابله با سرما از یک سو و جنگ با دشمنان و بومیان دیگر از سوی دیگر از دلایل این تاسف است. اما افرادی که سرکردگی موسیقی در ایل را بر عهده داشتند (توشمال ها ) به کمک خانان توانستند به حفظ این میراث بکوشند.  آنان که شاهنامه را از بر بودند و هنگام جشن نوروز ؛ ازدواج ؛ سده و ... آن را می خوانند سینه به سینه آن را حفظ کرده اند. مردان این این با بزرگ داشت سو و شون ( سیاوش کشان یا سالروز مردن و جاودانه شدن سیاوش ) و الهام گرفتن از سیاوش ؛رستم ؛ اسفندیار و بویژه افسانه ای نه چندان دور از راستی آریو برزن ( به گوش بختیاری آریو برزون ) همواره با آن درد و دل می کردند و شکل مرگ و فوت آنان را به صورت زیبایی به سیمای تعزیه امروزی اجرا می کردند. در این ایل اصیل تازیدن با آواز حماسی و با سرور شاهنامه در بین جوانان بسیار رایج بوده که امروزه وضعیت اقتصادی اجازه ی بقا به این فرهنگ را نداده است.

شاهنامه و حافظ معمولا به دست بزرگ ایل ؛ بزرگ تش ( آتش یا تیره ) و در پایان به دست بزرگ خانواده خوانده می شده است. جوانان هم سعی در یاد گیری و از بر کردن آن داشتند. چرا که افتخار بسیار بزرگی محسوب می بود. سواران و دلیران این ایل که نامشان جز این چند نام گرامی : کورش ؛ علی ؛ رستم ؛ اسفندیار ؛ سیاوش ؛ سیروس ؛ محمد علی و داریوش نبوده  همواره به هنگام شکار عاشق شنیدن آوای حافظ و بویژه شاهنامه به دلیل حماسی بودن آن بودند. این دلیران با تشویق بانوان ایل خود به سیمای << کل >> حس نیرو مندی و افتخار و با شنیدن بخش های ویژه ای از شاهنامه حسمیهن پرستی پیدا کرده و به جنگ با دشمن می رفتند و همواره در جنگ های خودپیروز میدان بوده اند که یکی از دلایل نام << بختیاری >> هم همین پیروزی های پیاپی و عدم شکست پذیری آنان بوده است و این برای ما افتخار است. یک بختیاری هر جا که باشد می گوید من بختیاری ام . بر عکس ساکنان شهر های بزرگ که افتخارشان مثلاٌ اصیل و کهن  بودن در میان تهرانی ها. آنان هرگز نمی دانند یک تهرانی اصیل ممکن است بیگانه باشد.  

شما خوانندگان این وبلاگ می توانید برای من نویسنده این وبلاگ موضوعات خود را به نشانی الکترونیکی amir_8369@yahoo.com بنویسید و ما هم در صورت توان در باره آنها مطالبی را می نویسیم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امير عالي پور بيرگاني |